على محمدى خراسانى
390
شرح مكاسب (فارسى)
مسأله بيع به رؤيت سابقه بطور كلّى مبيع يا كلّى است ( چه كلّى در ذمّه و چه كلّى در معيّن ، مثل صاعى از صبره ) و يا شخص و عين خارجى است ، مبيع شخصى هم يا حاضر است و جلو چشمان طرفين معامله است ( كه احكام خود را دارد : در بعض كالاها مجرّد مشاهده كفايت مىكند و در برخى موارد علاوه بر مشاهده نياز به كيل يا وزن يا عدد داريم . ) و يا غايب است ، مبيع غايب را به دو نحو مىتوان معامله كرد : يا به نحو توصيف كه عبارتست از اينكه : فروشنده متاع غايب را به گونهاى توصيف نمايد كه رافع غرر و جهالت باشد . و يا به وسيلهء رؤيت سابق كه مورد بحث ما در اين مسأله مىباشد : فروشند يا خريدار پيش از معامله كالا را مشاهده كردهاند و الان كه معامله مىكنند متاع نزد آنان نيست ( مثلًا ده سال پيش جاريه را ديده ، يك سال قبل گوسفند را مشاهده كرده ، يك ماه قبل منزل را ديده و . . . ) سؤال اين است كه : آيا به صرف مشاهدهء قبلى ، الان مىتوانند معامله را با بناگذارى بر آن انجام دهند بدون اينكه نيازى به ذكر اوصاف در متن عقد داشته باشند ؟ يا چنين معاملهاى صحيح نيست ؟ ابتدا سه فرض را مطرح مىكنند : 1 - متاع يك نوع كالائى است كه عادتاً تغيير كرده يعنى بر حسب عادت علم داريم كه از آن صفات سابقى كه ما رؤيت كرده بوديم ، تغيير كرده ( مثل ميوهاى كه ديروز با طراوت و تازه بود ولى امروز معمولًا و در نوع ميوهها آن طراوت را از دست داده و قدرى پژمرده شده ، يا جاريهاى كه بيست سال قبل جوان و با نشاط و پر كار بود ولى الان بيست سال از آن تاريخ گذشته و جوانى و شادابى و فعاليّت او كم شده يا به حدّ صفر رسيده و . . . ) و صفات ديگرى پيدا كرده كه خود اين دو شعبه دارد : گاهى صفات جديد نزد طرفين معلوم است ( در مثالهاى قبل چنين بود . ) از بحث ما خارج است ، زيرا با علم به صفات جديد معامله غررى نيست . و گاهى صفات جديد نزد دو طرف مجهول است كه مورد بحث ما است و حكم اين صورت آن است كه معامله با بناگذارى بر صفات سابق باطل است ، چون يقين داريم كه آن اوصاف از بين رفته است و تنها راه اين است كه متاع را با ذكر صفات و خصوصيّات مجوّز بيع غايب ، معامله كنند و به رؤيت قبلى اكتفا نكنند زيرا ديدن پيشين نافع نيست و رفع غرر و جهالت نمىكند .